{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
اداره کردن
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Administer
معنی اداره کردن, معنی اداره کردن, معنی اbاci lcbj, معنی اصطلاح اداره کردن, معادل اداره کردن, اداره کردن چی میشه؟, اداره کردن یعنی چی؟, اداره کردن synonym, اداره کردن definition,
معنی scope
,
ترجمه scope
به فارسی,
معنی topside
,
ترجمه topside
به فارسی,
معنی خرابی عملگر
,
ترجمه خرابی عملگر
به انگلیسی,
معنی بدنه تمام کامپوزیتی
,
ترجمه بدنه تمام کامپوزیتی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی